![]()
» آمار بازدید ها :
سایت های مرتبط با ما
اطلاعیه های سایت :پیغام مدیر وب


.jpg)
.jpg)



[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 1:43 | |
پاورچین نام سریالی تلویزیونی است که در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ از شبکهٔ تهران پخش شد. کارگردانی این فیلم را مهران مدیری بر عهده داشت و پیمان قاسم خانی نیز سرپرست نویسندگان آن بود.
فرهاد (مهران مدیری) که یک بررهای است در تهران مشغول کار در یک ادارهاست. در پی قبول شدن شادی (سحر ولدبیگی) -خواهر فرهاد- در دانشگاه در رشتهٔ کتابگذاری، پدرش او را نیز به تهران میآورد تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند.
داود(جواد رضویان) که یک پایین بررهای است، در تهران عاشق دختری به نام یاسمن (شقایق دهقان) میشود واز فرهاد و مهتاب میخواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد میشوند و برای زند
پاورچین نام سریالی تلویزیونی است که در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ از شبکهٔ تهران پخش شد. کارگردانی این فیلم را مهران مدیری بر عهده داشت و پیمان قاسم خانی نیز سرپرست نویسندگان آن بود.
فرهاد (مهران مدیری) که یک بررهای است در تهران مشغول کار در یک ادارهاست. در پی قبول شدن شادی (سحر ولدبیگی) -خواهر فرهاد- در دانشگاه در رشتهٔ کتابگذاری، پدرش او را نیز به تهران میآورد تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند.
داود(جواد رضویان) که یک پایین بررهای است، در تهران عاشق دختری به نام یاسمن (شقایق دهقان) میشود واز فرهاد و مهتاب میخواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد میشوند و برای زندگی، در یکی از اتاقها سکونت میکنند. پس از اینکه سپهر (سیامک انصاری) نیز به جمع این افراد اضافه میشود، در هر قسمت اتفاق تازهای رخ میدهد که ماجرای همان قسمت از برنامه به صورت طنز و کمدی بیان میشود.
به ابتکار نویسندگان و کارگردان این فیلم، برای اولین بار روستایی تخیلی به نام برره شکل میگیرد که استفاده از این روستا در کارهای مشابهی همچون شبهای برره دنبال میشود. پاورچین را میتوان به عنوان کمانتقادترین کار مهران مدیری معرفی کرد که البته این مجموعه شهرت خود را بیشتر مدیون جواد رضویان است.
گی، در یکی از اتاقها سکونت میکنند. پس از اینکه سپهر (سیامک انصاری) نیز به جمع این افراد اضافه میشود، در هر قسمت اتفاق تازهای رخ میدهد که ماجرای همان قسمت از برنامه به صورت طنز و کمدی بیان میشود.
به ابتکار نویسندگان و کارگردان این فیلم، برای اولین بار روستایی تخیلی به نام برره شکل میگیرد که استفاده از این روستا در کارهای مشابهی همچون شبهای برره دنبال میشود. پاورچین را میتوان به عنوان کمانتقادترین کار مهران مدیری معرفی کرد که البته این مجموعه شهرت خود را بیشتر مدیون جواد رضویان است.
زندگی و پیشینه
مهران مدیری سال ۱۳۴۰ در میدان بروجردی سر آسیاب دولاب به دنیا آمد. او با فقر چندان هم غریب نیست البته در زمان نوجوانی او اکثر خانوادهها چنین زندگی داشتند. او در کودکی هیچ وقت آرزوی خاصی نداشت یعنی آدم دم دمی بود. مثلاً دوست داشت زیست شناس شود و هنوز هم دوست دارد. او از بچگی با کتابهای برادرش که زیستشناسی خوانده بود ور میرفت. شاید یکی از طولانیترین آرزوهای او کارهای تحقیقی در باره زندگی حیوانات بود و هنوز هم علاقه مند است. فیلمهای مورد علاقه او فیلمهای مستند هستند.
او در دبیرستان دلگشا درس خواند در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بود سه برادر دارد. برادر بزرگتر در ایران است و سالهاست در ادبیات و موسیقی فعالیت میکند. دو برادر دیگر مدت بیست سال است که در سوئد زندگی میکنند. همیشه نمرات زیستشناسی و ادبیات مهران عالی بود حتی گاهی اوقات معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار مهران میگذاشت و میرفت. اما در ریاضیات همیشه کم هوش بود و هنوز هم علت ریاضیات را در جهان نمیداند.
مدیری چیزی را که نمیداند آرزوست یا نه فیلم سازی است آن هم در نوع جدی تا طنز چرا که به کار جدی بیشتر از طنز علاقه دارد و اصلاً اتفاقی هم وارد کار طنز شدهاست. اتفاقی علی عمرانی پیشنهاد همکاری در نوروز ۷۲ را به او داد و به این ترتیب کار طنز شروع شد. آنهایی که مهران مدیری را در سال ۶۲ در تئاتر هملت با آن چهره غمگین و دراماتیک دیدند این فکر حتی از دورترین نقطه ذهن شان هم نمیگذشت که این جوان روزی یکی از بزرگترین کمدینهای ایران شود و البته قبل این کار هم دو کار تئاتر طنز انجام داده بود یکی از آنها پانسیون نام داشت. و در سال ۱۳۶۶ در تالار مولوی تهران اجرا شد. مهران از زمان انقلاب تا سال ۱۳۷۱، ۱۸ یا ۱۹ کار به غیر از یکی که به عنوان آهنگ ساز همکاری کرده بقیه اش بازی گر بوده، مثل نمایش هملت و سیمرغ با دکتر صادقی، کیسه بوکس کار علی موذنی و...
او در رادیو هم کار کرده چند کار تلویزیونی هم بعد از نمایشها داشته یکی با خانم ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی.
مهران مدیری در سال ۱۳۶۵ وارد دانشگاه میشود و نصفه رها میکند و به خدمت سربازی میرود زمان سربازی اش به جبهه هم رفته و در مرصاد و حلبچه جنگیدهاست. اصلاً بازیگری برای او تعریف دیگری داشت ولی وقتی نوروز ۷۲ ضبط شد دید که جزئیاتی در کار طنز وجود دارد که جالب است و در همین کارها بود که پیشنهادهای بعدی شروع شد و قضیه ادامه پیدا کرد. ناگفته نماند که مدیری سراغ خیلی چیزها رفته و شاید هم استعدادش را نداشته مثل نقاشی. البته اگر فرصتی پیش بیاید دوست دارد در مورد کارهایی که فکر میکند حتی یک درصد هم میتواند انجام دهد تجربه کند. او حس و حال خواندن را دوست دارد و وقتی که میخواند خودش خیلی لذت میبرد. برادرش هم پیانیست است و همیشه در خانه پدری آنها موسیقی کلاسیک شنیده میشد. شنیدن صدای زیاد موسیقی باعث شد مدیری با یک بار تمرین در استودیو اجری اصلی برای ضبط کاست خود را انجام دهد.
خیلیها معتقدند که مهران مدیری صورت تلخی دارد به عقیده خودش خیلی وقتها ین موضوع درست است و در طول روز غمگینی اش به شادی هیش میچربد.
سرانجام بعد از مدتی بیکاری مدیری جنگ ۷۷ را ارائه داد او سعی کرد فاصله را با بیننده کم کند و از روبه رو با او صحبت کند.
از نظر خود مدیری خیلی از قسمتهای ساعت خوش ضعیف است و خیلی از لحظاتش جاودانه و او بعضی از صحنههای ۷۷ را دوست دارد و خیلی از آنها را هم نمیپسندد. او به شدت مایل است که به سمت کارگردانی سینما برود. علاقه او به سینمایی است که به روابط انسانی میپردازد به طراحی آدمها به عشق به احترام و به خیلی چیزهای دیگر.
مدیری همیشه از مقولهٔ زیاد عصبانی میشود ینکه آدمی به کاری که به او مربوط نمیشود دخالت کندو خارج از حیطه خودش قدم بگذارد.هرکس آن کاری را که «باید» انجام دهد و «نباید» انجام دهد. به تعبیر برنارد شاو ۸۰ درصد آدمها انرژیشان صرف کارهایی میشود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله هم که خیلی شخصی است این است که راجع به یک مساله مهم و جدی که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببیند که طرفش باور نکرده و لبخند میزند یعنی پوزخند بزند که واقعا مدیری را دیوانه میکند.
او در خلوت خود مشغول سکوت میشود و مهمتر از همه موسیقی است مویسقی کلاسیک با صدای بلند. مهران مدیری دو فرزند دارد. از نظر او وقتی گرفتار شهرت میشوی دیگر زندگی شخصی نداری، آزاد نیستی، محدود میشوی و همراهانت را هم محدود میکنی. او میگوید:«شهرت سرطان است…»


شقایق دهقان چهارم اسفند ۱۳۵۷ در لان گسین آلمان متولد شد و سه ماه بعد همزمان با اتمام تحصیلات پدرش به همراه خانواده به ایران بازگشت. مدت ۶ سال به دلیل کار پدرش در یکی از شهرهای شمال ایران ساکن شدند و سپس به تهران آمدند .
وی کارهای هنری را در سن ۱۷ سالگی آغاز کرد؛ زمانی که برای گذراندن اوقات فراغت در یکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امیر کبیر ثبت نام کرده بود (تابستان ۱۳۷۴). دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با او آشنا شده بود به یک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده میشدند معرفی شد و آغاز به کار کرد. سپس از طریق یکی از همکارهایش به گلچهره سجادیه معرفی شد و با همکاری با گروه او اجرای یک نمایش جدی را تجربه کرد. در همین زمان کار نوشتن برای برنامه کودک را هم انجام میداد.
پس از آن به پیشنهاد یکی از کارگردانهای گروه کودک تلویزیون در سریال او بازی کرد و بدین ترتیب کارش را در تلویزیون با فعالیت در گروه کودک آغاز کرد و به قول خودش "عضو جدایی ناپذیر خانواده تلویزیونی ها" شد. در این بین در دو کار سینمایی هم بازی کرد: زیر نور ماه و نقش کوتاهی در فیلم سیندرلا.

[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 15:49 | |




[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 20:19 | |
زندگی نامه محمد رضا گلزار
گلزار اصلا آمده بود که معروف بشود و همین طور هم شد چه زمانی که در گروه آریان به عنوان گیتاریست فعالیت میکرد و چه بعد از آن که به صورت حرفه ای به سینما پیوست.
این قادری بود که گلزار را پسندید و سام و نرگس را براساس فیلمی قدیمی در سال 78 ساخت و از حضور او استفاده گرد.
گلزار در سال 1354 متولد شد و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است.
پس از سام و نرگس که در آن نقش جوانی را بازی می کرد که در آستانه اعدام مورد عفو قار می گیرد . برای بازی در زمانه به کارگردانی حمید رضا صلاحمند (79) انتخاب می شود که یک اثر فوق العاده ضعیف بود . بالای شهر پایین شهر (80) ساخته اکبر خامین هم یک اثر شکست خورده بود و گلزار همچنان به خاطره چهره و جنجالهای مطبوعاتی اش مورد توجه قرار می گیرد تا بازی هایش در آثار سینمایی ، اما فریدون جیرانی با شام آخر در سال 80 موفقیت بهتری برایش فراهم می کند فیلم با بازی کتایون ریاحی گلزار و هاینه توسلی به فروش فوق العاده ای دست پیدا می کند .در این فیلم بود که بازی گلزار برای اولین بار جدی گرفته می شود. پس از آن در سال 81 همزمان در سه فیلم ظاهر می شود چشمان سیاه همکاری دوباره او با ایرج قادری به شمار می رفت که تنها به صرف گیشه ساخته شده بود و با داشتن مهره ای همچون گلزار که آن سالها در اوج شهرت قرار داشت ، هم به این مهم تا اندکی دست می یابد.
زهر هم عسل هم تجربه جوانی به نام ابرهیم شیبانی بود .اما بر خلاف این دو کارکه جنبه تجاری اشان بر جنبه های هنری می چربید بوتیک حمید نعمت ا... هم بازی می کند . فیلم یک داستان اجتماعی را دنبال می کرد درباره دختری (گلشیفته فراهانی ) که آرزوهای طول و درازی در سر دارد و در این میان با پسری آشنا می شود (گلزار)که در بوتیک کار می کند ، آشنایی آنها باعث می شود تا به درون خواسته های جوانی نقب بزنیم که حق خود را از اجتماع پیرامونشان می خواهند اما تاوانی که می پردازند سنگین است.بازی گلزار در این فیلم پخته تر نشان می دهد او اگر فرصتهایی لازم در اختیارش قرار بگیرد می تواند مهره مو ثری باشد.
حضور فیزیکی گلزار این بار نه تنها صرف زیبایی نیست بلکه روند داستان کمک شایانی می کند . از طرفی خارج از دنیا سینما اتفاقاتی چند برای او پیش می آید ، جنجالهای پیرامون کار و زندگی اش دست به نشریات شایعه پرداز بالا می گیرد ، از ادامه فعالیتها ی تبلیغاتی وی جلوگیری به عمل می آید . و در ضمن پس از کش و قوسهایی از گروه آریان جدا می شود .
سال 82 در دو فیلم کما کنار امین حیایی بازی خوبی ارائه می دهد و اکران 13 گربه روی شیروانی که از مضمون و ساختار بسیار متفاوت در سینمای فانتزی بهره می برد ، همراه می شود با رفتن او از ایران ، شایعاتی قوت می گیرند مبنی بر این که دیگر باز نمی گردد ، اما پس از مدتی می آید ولی دیگر شایعات کار خود را کرده بودند .
از ادامه فعالیتهای بازیگری وی ممانعت به عمل می آید و آخرین بازی اش در گل یخ ساخته کیومرث پور احمدی پس از مدتها توقیف در سال 84 به نمایش در می آید که با استقبال خوبی همراه می شود
[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 0:31 | |
برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلوزیونی بازی کرد.
در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود.
البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.
در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.
رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.
اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.
در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود.
مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند.
تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیسف با او همبازی شود.
با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند.
تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.
او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتلهای زنکیره ای است، در فیلم "هفت" ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.
فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.
در همان سال برد پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد.
برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.
فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.
برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد.
برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.
در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود..
بقیشو بعدا می گم...
[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 2:15 | |





[+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 1:28 | |
. نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez [+] جمع آوری شده توسط امیر حسام نقابت; در 1:21 |
